اجتماعی
تنها مطالعه اين جزوه براي امتحان كافي نميباشد و مطالعه كتاب نيز براي آمادگي كافي درسي ضروري است.
![]()
فصل اول:
خلاصه درس اول:
دورانهاي مهم زندگي انسان:1-كودكي 2-بزرگسالي
1-كودكي: دوران بي خيالي-بي مسئوليتي-فراغت
2-بزرگسالي:دوره تعقل-برنامه ريزي-آينده نگري-مكافات
شناخت اجتماعي:كليه انسانها براي داشتن يك زندگي اجتماعي مناسب بايد به شناخت صحيحي از اجتماع برسند.
اگرفرد در مرحله نوجواني و جواني بدون شناخت درست از شرايط اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه خويش، تصميم بگيرد و دست به عمل بزند، با شكست روبرو خواهد شد.
پايه هاي شناخت:1-براساس احساسات 2-براساس عقل
راه هاي رسيدن به شناخت اجتماعي:
1-شناخت حاصل از زندگي:1-تجربه شخصي كه به مرور زمان در زندگي حاصل ميشود و زمان و هزينه زيادي دارد.
2-استفاده از تجربه ديگران كه با پرسش از ديگران به دست
مي آيد و زمان و هزينه كمتري نسبت به تجربه شخصي دارد.
2-شناخت علمي:مخصوص عالم علوم اجتماعي ميباشد و او از طريق مطالعه در جوامع يا بررسي كتاب ها و نوشته ها ي عالم علوم اجتماعي آن جامعه به شناخت در مورد آن جامعه ميرسد.
نكته:در شناخت علمي انسان ها با مطالعه علمي پديده ها سعي دارند به واقعيت برسند ولي در شناخت غيرعلمي افراد از روي حدس و گمان حكمي را صادر ميكنند.
تئوري خودكشي اميل دوركهيم:
1-خودكشي در جوامعي كه رفاه اقتصادي بالايي دارند، بيشتر ميباشد. به دليل گسترش فرديت و از بين رفتن همبستگي اجتماعي.
2-خودكشي در جوامعي كه مشكلات اجتماعي - اقتصادي مانند(جنگ،سيل،قحطي و...) دارند، كمتر ميباشد زيرا همبستگي اجتماعي در آن جامعه بيشتر است.
خلاصه درس دوم:
شكل گيري زندگي گروهي:انسان ها به دو علت به زندگي گروهي روي مي آورند1-نيازهاي خودرا بهتر رفع كنند.2-انسان خود موجودي اجتماعي است.
گروه:مجموعه اي از انسان ها كه با يكديگر رابطه متقابل و پايدار دارند و به دنبال يك هدف واحد هستند را گروه ميناميم.
جماعت:مجموعاي از انسان ها كه با يكديگر رابطه متقابل دارند و به دنبال يك هدف واحد هستند را جماعت ميناميم.
تعامل اجتماعي: رابطه متقابل انسان ها يا عمل و
عكس العمل
مشخصات گروه اوليه:
1-كوچك
2-عضويت ساده
3-روابط عاطفي
مشخصات گروه دومين:
1-بزرگ
2-عضويت سخت
3-روابط سخت و قانوني
خلاصه درس سوم:
هنجار و الگوي عمل(قانون):به كليه بايدها و نبايدهايي گفته ميشود كه فرد با عضويت در گروه بايد رعايت كند و در صورت عدم رعايت مجازات خواهد شد.
انواع هنجار:
1-هنجار حكومتي(قانون):بايدها و نبايدهايي است كه از طرف حكومت معين ميشود و ضمانت اجراي آن حكومت است.
2-هنجار اجتماعي(عرف):بايدها و نبايدهايي است كه به مرور زمان به صورت نانوشته به وجود مي آيد و ضمانت اجراي آن باجامعه است؛ كه به آن فشار افكار عمومي يا فشار اجتماعي ميگويند.
3-هنجارهاي ديني(شرع)به كليه بايدها و نبايدهايي گفته ميشود كه يك دين براي پيروان خود وضع ميكند و ضمانت اجراي آن معاد است.
ارزش:به كليه بايدها و نبايدهاي ذهني گفته ميشود كه فرد اگر رعايت كند، تشويق ذهني به دنبال خواهد داشت و اگر رعايت نكند، مجازاتي نخواهد داشت.
نكته:ارزش و هنجار وابسته به شرايط زمان و مكان ميباشد.
خلاصه درس چهارم:
رابطه گروهي ما بايكديگر در جامعه:
1-رابطه هماهنگ: در صورتي كه افراد و سازمان هاي اجتماعي جهت رسيدن به يك هدف واحدتلاش كنند
2-رابطه متضاد:شامل دو نوع مثبت و منفي ميشود.
1-مثبت:به نوعي از رابطه بين گروه ها گفته ميشود كه باعث پيشرفت جامعه خواهد شد.(رقابت مثبت) مانند:رقابت صنعتي،درسي و ورزشي.
2-منفي:به نوعي از رابطه بين گروه ها گفه ميشود كه به ضرر جامعه خواهد بود.(رقابت منفي) مانند:رقابت مذهبي،قومي و قبيله اي و برخورد ميان هواداران دو تيم.
ملت:مجموعه اي از گروه ها كه در يك محدوده جغرافيايي خاص و تحت نظر يك حكومت واحد زندگي ميكنند و با يكديگر رابطه متقابل و پايدار دارند و جهت رسيدن به يك هدف مشترك (سعادت) فعاليت ميكنند.
نكته1:ملت مرز هماهنگي و تضاد بين گروه ها را مشخص ميكند.
نكته2:گروه ها در داخل ملت با يكديگر در تضاد و هماهنگي هستند. يكديگر را تكميل يا حذف ميكنند و به اين صورت جامعه به آهستگي متحول ميشود.
خلاصه درس پنجم:
تاثيرات گروه بر انسان:
1-خودشناسي:انسان با زندگي در گروه به نقاط ضعف و قوت جسمي و ذهني خود پي ميبرد و از اين طريق به خود شناسي ميرسد.(انسان آيينه تمام نماي انسان است.)
2-جهت گيري:انسان بر اساس خود شناسي سعي ميكند بهترين مسير را در راه رسيدن به زندگي مناسب طي كند.
علل عضويت انسان ها در گروه هاي خاص:
1-استقلال
2-اعتقاد
3-سليقه
4-آرمان
5-منافع
6-علاقه
درس ششم:
آسيب هاي گروه بر فرد:
1:دوگانگي ارزشي: زماني است كه انسان به عضويت
گروه هايي در مي آيد كه ارزش هاي حاكم بر آن مغاير
ارزش هاي اكثريت جامعه است. (دوگانگي شخصيت)
2-بيگانگي از جامعه:ارزش هاي حاكم بر جامعه را نفي ميكنند و فقط ارزش هاي گروه خود را داراي اهميت ميدانند.
3-مطلق گرا:فرد فقط ارزش هاي گروه خود را قبول دارد و هيچ استدلال منطقي را نميپذيرد. گروه گرايي(تحجر)
4-شخصيت طابع:فرد بدون درنگ از فرامين رهبران گروه تبعيت ميكند.
نكته:به دليل اين نوع آسيب ها،انتخاب گروه به خصوص براي جوانان انتخابي بسيار مهم است؛ زيرا اشتباه در اين انتخاب به تغيير مسير زندگي جوان و گاه تباهي او مي انجامد.
پايان فصل اول
نظر یادت نره
