اجتماعی فصل دوم
تنها مطالعه اين جزوه براي امتحان كافي نميباشد و مطالعه كتاب نيز براي آمادگي كافي درسي ضروري است.
فصل دوم :
خلاصه درس اول:
نقش: هر فرد به تناسب جايگاه خود در گروه بايد هنجارهايي را رعايت كند ؛ كه به آن جايگاه نقش ميگويند.
انتظارات نقش:
الف) تكليف: هر نقش به تناسب جايگاه خود در گروه وظايف خاصي را نسبت به ديگر اعضاي گروه (نقش هاي گروه) بايد انجام بدهد.
ب) حق: هر فرد به تناسب جايگاه خود در گروه از نقش هاي مقابل خود انتظاراتي دارد.
نكته: حق و تكليف يك رابطهي دو طرفه هستند.
خلاصه درس دوم:
وابستگي متقابل نقش ها: در يك گروه كليه نقش ها به يكديگر وابسته هستند و نسبت به يكديگر هنجارهاي خاصي را بايد رعايت كنند.
نكته: با تغيير نقش ها در گروه (يعني كم و زياد شدن نقش ها) هنجارهاي بين آنها نيز تغيير ميكند.
تقسيم كار: در جامعه يا گروه تقسيم كار انجام ميگيرد تا نياز افراد بهتر رفع گردد و همچنين كميت و كيفيت كار بالا تر ميرود.
آرمان اجتماعي: هر جمع يا جامعه يك هدف كلي و بلند مدت دارد كه به دنبال رسيدن به آن ميباشد. (سعادت جامعه)
هدف مشترك: نقش ها را به هم پيوند ميدهد.
خلاصه درس سوم:
نظام اجتماعي: مجموعهاي است منظم كه تشكيل شده است از نقش هاي اجتماعي مستقل كه با يكديگر رابطه متقابل و پيوسته دارند و تغيير در هر نقش باعث تغيير در ساير نقش ها ميشود و اين نقش ها به دنبال يك هدف واحد هستند.
نظام: مجموعهاي است منظم كه تشكيل شدهاست از اجزاي معين كه با يكديگر رابطهي متقابل و پيوسته دارند و از يكديگر ار ميپذيرند و تغيير در هر كدام بر ديگري اثر دارد و در مجموع به دنبال يك هدف واحد هستند. مانند: انسان ، گياه ، جماد ، حيوان و ...
خلاصه درس چهارم:
اجزاي نظام اجتماعي:
1-خرده نظام: نظام هاي كوچكي هستند كه تشكيل دهندهي نظام اجتماعي كل هستند و با يكديگر رابطهي متقابل و پتيدار دارند و به دنبال يك هدف مشترك هستند.
2-نظام اجتماعي كل: تشكيل شده از خرده نظام هايي كه با يكديگر رابطهي متقابل و پيوسته دارند.
رابطهي نظام هاي اجتماعي با يكديگر:
الف) رايطهي هماهنگ: در اين وضعيت كليهي خرده نظام ها با يكديگر و يا با نظام اجتماعي كل هماهنگ ميباشند. بنابراين جامعه به سمت تعادل اجتماعي پيش ميرود.
ب) رابطهي متضاد: در اين وضعيت ، كليهي خرده نظام ها يا با يكديگر و يا با نظام هاي كل در تضاد هستند و بنابراين جامعه به سمت عدم تعادل اجتماعي پيش ميرود.
خلاصه در پنجم:
رابطهي نظام اجتماعي و فرد: رابطهي فرد و جامعه متقابل است.
جامعه پذيري: به روندي گفته ميشود كه بر اساس آن جامعه افراد را براي به عهده گرفتن نقش هاي آينده در جامعه آماده ميكند.
راه هاي جامعه پذيري:
الف) نهادينه شدن ، دروني شدن ارزش ها: در روند جامعه پذيري به مرور اموري كه براي افراد اهميتي ندارد ، داراي ارزش ميشود و به نوعي بايد آن را رعايت كند.
ب) كنترل اجتماعي (زور مشروع): در صورتي كه افراد در روند جامعه پذيري به خوبي ارزش ها در آنها دروني نشود و در جامعه به ارزش ها و هنجار ها توجه نكنند از طريق اجبار فيزيكي آنها را مطابق ارز هاي جامعه هدايت ميكنند.
وجدان: نيرويي است كه در جريان جامعه پذيري و عمدتاً در خانواده در افراد به وجود ميآيد.
پايان فصل دوم

نظر نداده نری
